آدمیزاد بنده لحظه هاست. من رو میگه. این چند روز که اون چندنفر مخل روان نبودن، زندگی جذاب بود. خوابگاه و حتی آشپزخونه. به قول دخترو بیا اگزیستانسیالش کنیم. تو یاد گرفتی جهان پر از آدم های عجیب و غریبه. حله. اما درک و باور این مسئله تو شرایط سخت خیلی مشکله. به هر حال ایام سخت میرن و خوشی میاد و میرن و دوباره سخت و... زندگیه دیگه. دلتنگی رو مزه مزه کردم قبل از خداحافظی باهاشون. کاش آخرین دیدارمون نمی افتاد تو امتحانات. موندم، بگم دیر بگذره یا زود :)