این غریبه کیه از من چی میخواد و این صوبتا
وقتی احساسات و هیجاناتت واست غریبه میشن، خیلی وقت ها بدون دلیل مستقیم، ربطش میدی به چهارتا هومون و بالا و پایین شدن شون. بعد دیگه واست اصیل نیستن. دیگه باور پذیر نیستن. دیگه دلت هم نمیخواد بهشون توجه کنی چون نمی تونی جدی شون بگیری. اینطوری میشه که از صبح که بیدار میشی دلت سیاهه تا شب و حتی دیگه خواب هم تاثیری نداره.
پری خانوم میدونم تخصص شما نیست اما نمی دونم سراغ کدوم افسانه برم. دلم قصه پریان میخواست اما تهش رسیدیم به قصه پر از کابوس. یه بیبیدی بابیدی بو دیگه هم به لیست سفارشاتم بیافزا.
کاش واقعا پای یه غریبه وسط بود.
+ نوشته شده در ۱۴۰۴/۰۲/۲۳ ساعت 23:6 توسط نارنجی
|