خاطرات یک بازمانده
پدیدارشناسی رو شرح میدن. احساس کردم هم کارگاهی هام(؟!) متوجه عمق اهمیت واقعه نشدن. پدر پیری شدم و روایت کردم روزگار بدون پدیدارشناسی چه فاجعه ای رقم زد و من بازمانده اون فاجعه ام. حالا هم نمی دونم اصلا توجه کردن یا نه ولی حالا یک هفته باید با چرایی این کارم کنار بیام. اخه چرا حرف میزنی؟! مگه قرار نبود حرف نزنی؟! اصطلاحش خاطرم نیست. من آدمش نیستم.
اع
+ نوشته شده در ۱۴۰۵/۰۵/۱۸ ساعت 1:24 توسط نارنجی
|